یادداشت؛
امام صادق (علیهالسلام)، پیشوایی در تراز الگو

«ابوعبدالله جعفر بن محمد» (۸۳-۱۴۸ق) معروف به امام جعفر صادق، فرزند امام باقر علیه السلام و امام ششم شیعیان است.
به گزارش خانه خشتی؛ «ابوعبدالله جعفر بن محمد» (۸۳-۱۴۸ق) معروف به امام جعفر صادق، فرزند امام باقر علیه السلام و امام ششم شیعیان است.
امام صادق علیه السلام در سن ۳۱ سالگی به امامت رسید و مدت امامت آن حضرت ۳۴ سال و طول عمر ایشان ۶۵ سال بوده است. امامت امام صادق همزمان با سالهای پایانی حکومت بنی امیه و سالهای آغازین حکومت بنی عباس بود. از آنجا که حکومت بنی امیه در این سالها رو به ضعف و سقوط میرفت و بنی عباس نیز استقرار پیدا ننموده بودند و علاوه بر آن در ابتدای حکومت خود برای جلب نظر بیشتر منش سرکوب را نداشتند، به امام صادق علیه السلام فرصتی دست داد که نهضت علمی و فرهنگی بزرگی را شروع نماید و پایه های علمی مکتب شیعه را محکم کند.
گرچه همه پیشوایان شیعی همانند هم تلقی میشوند، اما امام ششم ویژگیهای الگوشدن بیشتری دارد. در تفکر شیعی، امامان با هدف یگانهای پیش آمدهاند، جز این که تابع اقتضائات، نیازها و ضرورتهای زمان و زمانه نقشهایی متفاوت ایفاءکردند. طبیعی است پیروان آنان به آنی تمسک میجویند که با طبع، توان و خواستشان سازگارتر است. در این میان، امام صادق(ع) گاه در حد شعار و رفتارهای مناسکی محدود میماند، در حالیکه برای امروزیان، ایشان در تراز الگویی متمایز قابل طرح است. ابتدا باید تاکید کرد، تصویر ارائه شده از امامان، عملاً آنان را از الگوبودگی دور ساخته تا جایی که نمیتوان آنان را انسانهایی برتری که میتوان بمانند آنان زیست، بهشمار آورد؛ تاکید بر عصمت و علمغیب، ناخواسته راه را بر الگو شدنشان میبندد، چنانکه چنین شدهاست! با چشمپوشی ازین نگاه، سه ویژگی مهم، او را برای جامعه امروز، نمونه میسازد:
- در عرصه معارف دینی، بیش از هرچیز بر بیان حقایقی روی داشت که در جدال فخرجویانه مکاتب گوناگون، دچار انحراف و بیراههروی شده بود؛ تاکید بر بنیادهای عقیدتی و نیز شریعت اصیل اسلامی و تبیین بدور از کژیها، به ویژه اصرار بر این که دین را نباید در ظرف قیاسها و مصلحتسنجیهای اقتدارمحور یا سیاستگذار گنجاند؛ قاعدهای بسیار اساسی که مانع سودجوییهای سیاسی داعیان قدرتدینبنیاد میشد.
- در عرصه سیاسی، تمرکز بر زندگی تمدنی و بدور از ستم، دغدغه متمایز آن جناب بود که به رغم فراهم شدن بسترهایی برای تصدی حکومت و رهبری سیاسی، از آن پرهیخت، از آن رو که هدف دیانت را در برخورداری آدمیان از زندگی برابر، شایسته و انسانی میدید، نه آن که خود بر اریکه قدرت باشد. وی در کشاکش قدرت و خدمت، به دومی روی آورد و به مثابه پشتوانه و ملجأی برای مردم، نقش آفرید.
- دیگر تلاش در اصلاح انحرافات فکر مذهبی و پیراستن مشی شیعی از خرافهها، اغراقها، بلکه غلوهایی بود که هم زمینه اتهام دیگران را فراهم میساخت، هم مایه مرزبندی میان مسلمانان میگردید. او کوشید تا نشان دهد، اندیشه امامت و امامی، اندیشهاصیل دینی و در خط درست نبوی است، نه چیزی برتر یا ابداعی در کنار آن!
بنابراین جهان تشیع، امروز به چنین نگاهی، بیش از هر زمان دیگری نیازمند است.
محمد کرمی نیا – دانشجوی دکتری فلسفه و کلام امامیه